شعر عاشورایی”آی دوزخ سفران!” اثر محمد کاظم کاظمی

  آی دوزخ‌سفران‌! گاه‌ِ دریغ آمده‌است‌ سر بدزدید که هفتاد و دو تیغ آمده‌است‌ طعمۀ تلخ جحیمید، گلوگیرشده‌ چرک‌ِ زخمید ـ که کوفه است ـ سرازیر شده‌ فوج فرعونید یا قافلۀ قابیلید؟ ننگ محضید، ندانم ز کدامین ایلید ره مبندید که ما کهنه‌سواریم ای قوم‌! سرِ برگشت نداریم‌، نداریم ای قوم‌! حلق بر نیزه اگر […]