غزلی از محمد اکرام بسیم

یک سمت دیوار است، یک سمتم دری بسته پرواز خواهم کرد با بال و پری بسته سرخوردگی را از خودم، چون اشک، می‌رانم بر روی دنیا می‌شوم چشمِ تری بسته در حیرتم از کارِ دنیا، باغبان گویی با دستِ خود بر بستر گل‌ها خری بسته بهتر که خود محشر کنم بر پا، که بی‌آن‌هم تقدیر […]