غزلی از محبوبه ابراهیمی

حالا که کهکشان منی ، ماه مشتری ! ناهید و اشک و آینه دارم نمی خری ؟! امشب که گیسوان زمین فاش می شود بردار از سیاهی شب هام روسری امشب بیا که بگذرد از سرنوشت ما شب های بی ستاره و شب های بی پری گفتی که از مساحت دلگیر خانه‌ها تا آسمان پرنده […]