غزل”سکوت پشت سکوت” از سید سکندر حسینی بامداد

سکوت پشت سکوت و سکوت پشت سکوت شکست بغض زمستان رسید آخر حوت به «چار باغ سخی» هر دقیقه می شنوی ترانه های گل سرخ با نوای فلوت تو ای زن! ای زن بلخی تبار زرتشتی !!! تمام شهر به رقص محلی‌ات مبهوت منم که سوخته در «نوبهار» آغوشت بر آستان تو با اشتیاق بسته […]

سید فضل الله قدسی، شاعر غزل غربت

نویسنده : یاسین نگاه به دشت های پر از سبزه نیزه کاشته بود و در مسیر خدا گزمه ها گماشته بود   زخشم، شانه ی صبرم دگر تکان می خورد و نوک دشنه دمادم به استخوان می خورد   کسی به قلب من آخر تب جنون انداخت سربریده ی صبر مرا برون انداخت (۱) ” […]