غزلی از صادق عصیان

به جشنوارۀ باران خوش آمدی مریم بهارِ پیرهنت پُر شکوفه و شبنم شکوهِ عطر نفس‌های منتشرشده ات لبالب از هیجان می‌کند مرا کم کم حضورِ سبز و صمیمانه ات تماشایی‌ست ببین چقدر تو گشتی خجسته و خُرَّم گرفته دور و برت را پرنده و گلِ سرخ و همچنان شده پروانه‌ها ترا همدم هوای تازه تعارف […]