غزلی از سید احسان بدخشانی

گذشتم از خودم و در تن ِ تو پیوستم به خوابم آمده‌ای،تا سپیده دم مستم به سوی تنگه‌ی آغوش ِخویش دعوت کن! مرا که در طلب ِ کوچه‌های بن بستم نگاه کن، که در آئینه‌ی نگاه ِ تو من شبیه یک گل قالی ِ نقش بر جسته‌م مرا ببر به همان جا که دوستش داری […]