غزلی از روح الامین امینی

در این زمانه گناهی که مهربانی کرد به من بگو که بدانم کدام جانی کرد؟ سلام کردم و چون دیگران نشستم، او میان این همه آدم مرا نشانی کرد نگاه کرد؛ سپس خیره شد؛ سپس برخاست اگر چه خندۀ من نیز همزمانی کرد گرفت دست مرا مثل قایقی کوچک به سمت دورترین نقطه بادبانی کرد […]