غزلی از رامین عرب نژاد

زخم‌زخم و داغ‌داغ و ناگزیر و ناگهان
من هراتم زیر پای لشکر چنگیزخان

آسمانی سرخ دارم، ابرهایی سرخ‌تر
سرخ کرده با قلم مویش زمینم را زمان

بوی گل‌های تنم را باد با خود برده است
آه، هوش مردمان ساده‌ام را بوی نان

باز طوفان می‌دود در سینه‌ام، «فرخنده باد»
جست و خیزِ باد با خاکستر دوشیزه‌گان

نیم‌جان افتاده‌ام چشم‌انتظار زهرتان
سر به بیرون آورید از آستینم دوستان!

رامین عرب نژاد

#کانال_بچه_های_مولانا
https://telegram.me/khanemwlana

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *