غزلی از لیمه آفشید

کجا بیابمَش امروز در کجای اتاق
که رفت و گم شده در خویش محتوای اتاق

کجا بیابمش آنجا کنار پنجره نیست
صدای شیهه ی باد است و پــرده های اتاق

که می پرند و فقط باد سرد می آرند
دوباره زخم و ترک خورده دست و پای اتاق

دوباره بی من و بی تو دوباره تنها شد
دوباره پر شده از حال بد هوای اتاق

تویی که رفته تا دور ها نشانش نیست
منی که کشته خودش را در انتهای اتاق

و تا به مرگ همین یک نبود فاصله بود
ببین که مردی و مردم ببین که… وااای اتاق

لیمه آفشید
#کانال_بچه_های_مولانا
https://telegram.me/khanemwlana

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *