غزلی از سید احسان بدخشانی

گذشتم از خودم و در تن ِ تو پیوستم
به خوابم آمده‌ای،تا سپیده دم مستم

به سوی تنگه‌ی آغوش ِخویش دعوت کن!
مرا که در طلب ِ کوچه‌های بن بستم

نگاه کن، که در آئینه‌ی نگاه ِ تو من
شبیه یک گل قالی ِ نقش بر جسته‌م

مرا ببر به همان جا که دوستش داری
که افتخار کنم ، تاکسی ِ در بستم

نه صندلی ِ عقب نه، بیا جلو بنشین
نگاه و شیطنتت کار می‌دهد،دستم

خلاصه،هرچه بخواهی،در اختیار توام
قسم به جان تو، پا پس نمی کشم،هستم

سید احسان بدخشانی

#کانال_بچه_های_مولانا
https://telegram.me/khanemwlana

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *