غزلی از روح الامین امینی

در این زمانه گناهی که مهربانی کرد
به من بگو که بدانم کدام جانی کرد؟

سلام کردم و چون دیگران نشستم، او
میان این همه آدم مرا نشانی کرد

نگاه کرد؛ سپس خیره شد؛ سپس برخاست
اگر چه خندۀ من نیز همزمانی کرد

گرفت دست مرا مثل قایقی کوچک
به سمت دورترین نقطه بادبانی کرد

به خشم وحشی طوفان سپرد روحم را
کسی که آمد و با آسمان تبانی کرد

بلند کرد و در آغوش خویش غرقم کرد
شبیه موج که یک کشف ناگهانی کرد

به دست شعر سپردم شعور را دیدم
به پای کوچکم این کفش هم کلانی کرد

در انتهای زمین دست روی دست گذاشت
سکوت آمد و با مرگ همزبانی کرد

کجای قصه من اشتباه بود بگو
کجای قصه دل ساده‌ام جوانی کرد

روح الامین امینی

#کانال_بچه_های_مولانا 👇
https://telegram.me/khanemwlana

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *