غزل”یلدا نه شب که ماه…” از علی مدد رضوانی

یلدا نه شب که ماه دل آرای کابل است
ماه تمام در دل شب های کابل است

از پشت ابر، نه که این برقع سیاه
با اضطراب محو تماشای کابل است

او غصه می خورد به گمانم که تا هنوز
اندوهگین روز مبادای کابل است

تا صبح آه و ناله ی ما را شنیده است
تا صبح او به فکر مداوای کابل است

می گفت جنگ، نه خرابی و رنج، نه
دنبال کشف تازه ی معنای کابل است

با روسری آبی خود پاک می کند
او هرچه گرد بر رخ فردای کابل است

آری برای من، من شاعر یقین کنم
یلدا، نه شب که دختر زیبای کابل است

علی مدد رضوانی

#کانال_بچه_های_مولانا
https://telegram.me/khanemwlana

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *