غزلی از محمد اکرام بسیم

یک سمت دیوار است، یک سمتم دری بسته
پرواز خواهم کرد با بال و پری بسته

سرخوردگی را از خودم، چون اشک، می‌رانم
بر روی دنیا می‌شوم چشمِ تری بسته

در حیرتم از کارِ دنیا، باغبان گویی
با دستِ خود بر بستر گل‌ها خری بسته

بهتر که خود محشر کنم بر پا، که بی‌آن‌هم
تقدیر پایم را به روزِ محشری بسته

غم را اگر راهی نه، در خود غرق خواهم کرد
وقتی‌که این کشتی به جانم لنگری بسته

بر فرقِ گردون می‌زنم سنگِ رهایی را
بگذار تا گِردش بگردد، با سری بسته

در گُم‌شدن پر می‌کشم، مثلِ پر طاووس
نامِ مرا بگذار لای دفتری بسته

#محمد_اکرام_بسیم

#کانال_بچه_های_مولانا
https://telegram.me/khanemwlana

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *