غزلی فاطمی از سید حکیم بینش

شب و گرفته دلت مثل من بهانه ی ماه
بیا شبیه پلنگی در آستانه ی ماه

تو پای ثابت این تکیه خانه ها باش و
بیا به آدرس ذیل درب خانه ی ماه

در شکسته ی چوبی، محله ی هاشم
دری که خاطره گوید از آن یگانه ی ماه

در مقاوم چوبی که استقامت کرد
برای حفظ سند های محرمانه ی ماه

دری که مبدأ تاریخ درد های شماست
 گریست بعد شکستن سرش به شانه ی ماه

از او بپرس خبر را که شاهد عینی است
از او که خون به جگر دارد از زمانه ی ماه

از او بپرس که همپای عرش لرزیده است
به وقت خطبه ی غرا و قاطعانه ی ماه

از او بپرس گمان می کنی نمی داند 
کجاست قبر مطهر و بی نشانه ی ماه

#سید_حکیم_بینش

#_شعر_آیینی_امروز_افغانستان

https://telegram.me/sharmazhbiaf

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *