غزلی فاطمی از حمید مبشر

دلم گر سبز مانده در زمستان ، از بهار توست
تمام باغ های سبز ساحل یادگار توست

میان دشت احساس تو موجی لاله می خیزد
گلستان های خوشبوی شقایق از تبار توست

میان کوچه روشن کرده ای فانوس اشکت را
تمام عابران خسته امشب شرمسار توست

دل من می رود هر شب به سوی بیت الاحزانت
از آنجا زائر دلخستهٔ سنگ مزار توست

از اقیانوس می پرسم نشان خانهٔ سبزت
که دریا قسمتی از شعر های سوگوار توست

جهان بی یاد تو لبریز ابهام است و تاریک است
و چون فانوس روشن در نگاهم روزگار توست

میان این همه آوازهای سرد و یخ بسته
دلم گر سبز مانده در زمستان ،از بهار توست

#حمید_مبشر

#شعر_آیینی_امروز_افغانستان
https://telegram.me/sharmazhbiaf

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *