غزلی از سیده تکتم حسینی

باز وا کرده نگاهت به حرم پای مرا
به ضریحت برسان دست تمنای مرا

چیست خاصیت این عشق که با جاذبه اش
می کشد سوی حرم خلوت شب های مرا

مثل من خسته ی دور از وطنی، می فهمی
بهتر از هر کس دیگر دل تنهای مرا

راستش غربت قم مثل خودش سوزان است
بنشاند مگر الطاف تو در سایه مرا

به گمانم خودش این غسل زیارت باشد
اشک شوقی که گرفته است سراپای مرا

دل من کاشی صحن است، که معمار ازل
کرده محدود به دیوار تو دنیای مرا

باید ای خوب، ببخشی به بزرگیّ خودت
غصه پر می کند از آه اگر نای مرا

آمدم سوی ضریحت، بسپار امشب هم
خادمت باز کند پیش خودت جای مرا
#سیده_تکتم_حسینی

#_شعر_آیینی_امروز_افغانستان
https://telegram.me/sharmazhbiaf

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *