داستان کوتاه « بوی »

  نویسنده : شفیق نامدار پف هی چقه بوی میتی. – بوی چه؟ – بوی باروت،بوی جنگ،بوی تفنگ. – خی تو هم بوی میتی دیگه! – ان ،بوی چه؟ – بوی عطیر ،بوی پودر،بوی جوانی. –  اول سرو کله ات ره میششتی بعد میامدی پلویم. – «ملکه» خدا سرت فضل کد اگه نی پگاه مرده […]