غزلی از ادهم کاوه

تا همان حدی که رفتن با نرفتن فرق داشت مشکلت این روز‌ها با مشکلِ من فرق داشت بر خلاف حال جاری، دیدگاه دوستان در خصوص نام ما با دید دشمن فرق داشت تازه در دنیای ما تهمینه‌ها فهمیده اند اسپ‌های ساده با رخشِ تهمتن فرق داشت- -یا کبوتر‌های حزن آلوده در کنج‌ِ قفس با کبوتر‌های […]

غزلی از علی رضا رحمانی

صدا زدند از این راه بر حذر نشوید که شاهراه بهشت است دربدر نشوید طلوع منطق نور است در ولایت عشق از آیه آیه ی تطهیر بی خبر نشوید دوازده گل سرخ است و اعتبار بهار نمی شود که اسیر گل سحر نشوید خدا سروده به ما عشق با ائمه ی پاک و حیف باشد […]