درنگی بر مجموعه‌ی «عجالتا برای تو » اثر هادی میران

Hadi%20Miraan

نویسنده : سید سکندرحسینی (بامداد)

هادی میران یکی از شاعران خوب کشور است که   درغرب به فعالیت های ادبی وهنری اش آغاز کرده است وتا به حال مجموعه های « کنار ماهتابی » و « عجالتا برای تو » ازاین شاعر به نشر رسیده است وآخرین مجموعه اش به نام « زبان بومی باران » توسط انجمن قلم افغانستان به نشر سپرده شده که به زودی به دست علاقه مندان شعر وادبیات معاصر افغانستان خواهد رسید .

دراین نوشتار سعی می کنم شعر های آقای میران را با توجه به مجموعه ی « عجالتا برای تو » مورد بر رسی قرار دهم این مجموعه که حاوی شصت ویک غزل است توسط انتشارات تاک با ویراستاری عبدالشکور نظری وطرح جلد وصفحه آرایی حسین سینا درسال 1390 درکابل منتشر شده و اکثریت شعر های این مجموعه با رویکرد عاشقانه سروده شده اما درعین حال همه ی این شعر ها بازتاب دهنده ی فضای درد آور اجتماعی افغانستان است برعلاوه میران به عنوان یک شاعرمهاجر درد های مهاجرین کشور را بسیار خوب درشعر هایش انعکاس داده ودرعین حال شعر های میران اکثرا از یک فضای کاملا لطیف وعاطفی برخودار است واین یکی از برجسته گی های مهم درشعر میران که او را نسبت به اکثرا شاعران جوان کشور یک گردن بالا تر نشان می دهد وسعی من بر این است که نقاط قوت شعر میران را درچند بخش مورد بررسی قرار دهم

1- عاطفه وتصویر:

یکی ازعناصر مهم شعرعاطفه است که حتی در تعریف شعر گفته شده : « شعر گره خورده گی عاطفه وتخیل است »   واین عنصر چناچه گفتیم یکی از برجسته گی های کار میران است وتمام شعرهای میران سر شار از احساس وعاطفه است واین حاکی از آن است که شاعر دارای قریحه ی سرشار وبسیار قدرتمند است که این مسئله با دیدن تاریخ سروده شدن شعر های میران کاملا به ما آشکار می شود چون شاعر دریک ماه وحتی در یک روز چندین شعر سروده واین بیانگر آن است که شاعر کاملا یک احساس فورانی وجوششی دارد.

به عنوان مثال به غزل « طعم شقایق » توجه کنید :

چه باید کرد تا باور کنی طعم شقایق را

بخوانی با دل عذرایی ات اندوه وامق را

چه باید کرد، تا بهتر بفهمانم برای تو

زبان بومی عرض ارادت های عاشق را

نمی دانم چه باید کرد تا کفش پریشانت

بخواند اعتماد کوچه های سبز و صادق را

تو را باید بفهمانم که از دل دوستت دارم

نزن آتش بلوغ تاکسار این علایق را

قدم بگذاردر جغرافیای عاشقی ِ من

تصرف کن زمام اقتدار این مناطق را

این غزل سرشار از صمیمیت وصفاست وبا خواندن این غزل احساس غیر قابل وصفی به انسان دست می دهد که در واقع حق یک شعر هم همین است که احساس مخاطب را برانگیزد وبرعلاوه با این که این غزل دارای یک عاطفه سر شار است با تصاویر ، کشف های خوب ومنحصر به فرد همراه است مثلا این بیت :

چه باید کرد ، تا بهتر بفهمانم برای تو

زبان بومی عرض ارادت های عاشق را

دراین بیت « زبان بومی ِ عرض ارادت یک عاشق» کشف وتصویر بسیار زیبایی است وکلمات به نحوی جا افتاده که به هیچ وجه قابل تغیر وتبدیل کلمات نیست . شاعر دراین بیت از معشوقش که ظاهرا حرف او خوب نمی فهمد می پرسد که چگونه وبا کدام زبان عرض ارادت ودوست داشتن یک عاشق را بیان کند وعشق زبانی دارد که هرکسی متوجه این زبان نمی شود . یا این بیت که با تصویر وکشف بسیار قوی همراه است :

نمی دانم چه باید کرد تا کفش پریشانت

بخواند اعتماد کوچه های سبز وصادق را

دراین بیت شاعر از صنعت تشخیص استفاده کرده وبه کفش شخصیت می دهد چون یک کفش نمی تواند پریشان باشد یا چیزی را بخواند وپریشانی وخواندن وصدور فعل کار انسان است اما شاعر دراین جا به چیز بی جان شخصیت وجان داده زیبایی شعرش را چند برابر می سازد .

2 – تخیّل ومضمون آفرینی

یکی از مسایل مهمی که میران درشعر هایش از آن خوب استفاده کرده واز آن کار کشیده تخیل است واکثریت شعرهای میران حاکی از آن است که شاعر درمقابل این عنصر مهم شعری بی تفاوت نبوده وشعر های این شاعر عزیز همگی پر است از تخیلات زیبای شاعرانه وچیز دیگری که کار میران را متمایز تراز همه گان می سازد مضمون آفرینی اوست وشاید بتوانم بگویم که یگانه چیزی که در شعر افغانستان وجود ندارد همین مسئله است که اکثریت شاعران ما در شعر های شان مضمون ساز نیستند بلکه همان چیزهای را که شاعران بزرگ ما درشعر های شان انجام داده بودند خیلی ها همان مسایل را در شعر شان تکرار می کنند وبا تکرار کردن مضامینی که دیگران به آن پرداخته اند هیچ اتفاق جدیدی درشعر ما رخ نمی دهد واین لطمه ی بزرگی به ادبیات معاصر افغانستان خواهد بود .

 

3- نماد سازی :

یکی از برجسته گی های دیگری که درشعر های میران به وفور دیده می شود وحتی می توان گفت میران ازمعدود شاعرانی است که درافغانستان به این مسئله توجه کامل دارد وازکسانی است که با نماد سازی های زیبا درشعرش به جوانان وکسانی که تازه می خواهد در وادی ادبیات گام بردارد می خواهد بفهماند با اینکه شاعران جوان ما باید توجه به ادبیات کلاسیک داشته اما استفاده از بعضی نمادهایی که در شعر کلاسیک وجود دارد به رشد شعر معاصر وبه ویژه غزل معاصر کشور هیچ کمکی نخواهد کرد ومیران به این مسئله کاملا واقف است وبرای همین است که شاعر دراکثر شعر هایش به نماد سازی توجه ویژه دارد .

به عنوان مثال به این بیت توجه کنید :

سیاموی قشنگ خانه ی آتش نگار من

تودرخون می تپی ومرگ اما بر جلالی ات

در این بیت « سیاموی » و« جلالی» نمادهای از عشق پاک دو دلداده ی است که سر انجام به همدیگر نمی رسند وفرجام هردوی این دو دلداده از نرسیدن به همدیگر مرگ می شود وشاعر هم دراین بیت به این مسئله خوب پرداخته است .

یا این بیت :

تصرف می کند سیاف ، افشار صدایم را

در آن ساعت که دل حس می کند جای تو را خالی

دراین بیت نیز « سیاف » و « افشار» دو نماد است که دراین بیت استفاده شده « سیاف» نماد انسان ظالمی است که نقش بسیار عمده ی در قتل عام بزرگ مردم افشار داشته است و« افشار» هم نقطه ی است که چنین قتل عامی بزرگ توسط چنین افرادی رخ داده است .

به این بیت هم توجه کنید:

مرا تا « دشت لیلی» می بری اما به خون من

تو از « ملا نیازی » هم گلوی تشنه تر داری

دراین جا « دشت لیلی» که نام دشتی است درمیمنه مرکز ولایت فاریاب که در ولایات شمالی کشور ازشهرت زیادی بر خوردار است وهمین طور « ملانیازی » یکی از فرماندهان طالبان در ولایات شمالی وبلخ بوده است که جنایاتی زیادی را برمردم مظلوم کشورمرتکب شده است وشاعر از او به عنوان یک نماد استفاده کرده است

نکته ی اساسی این است که شاعرنماد هایی را که درشعرش استفاده می کند نحوه پرداخت شاعر به حدی عمیق است که نمادها کاملا جزء لاینفک شعر می شود ونماد ها جذابیت خاصی را درشعر ها ایجاد می کندوازطرف دیگر اینکه رویکرد شاعر اکثر عاشقانه است اما این نماد سازی ها که اکثر بیانگر دردهای اجتماعی است به شعر های میران جلوه ی خاصی بخشیده به عنوان مثال به این بیت توجه کنید :

ورق گردان لبخند تو می مانم ومی دانم

جنوب چشم هایت عاقبت « ملاعمر » دارد

« ملاعمر » نماد ظلم ستم وجور در طول چندین سال درافغانستان بوده که همه ی کشور های جهان به این مسئله واقف است وشاعر با استفاده ازاین نماد ها جذابیت وزیبایی های زیادی را درشعرهایش به نمایش گذشته است که این مسئله بیانگر قدرت وتوانایی شاعر درنمادسازی ها ونحو استفاده وبرخورد با نمادها دارد وشاعران جوان ما باید به نماد سازی توجه داشته باشد ونماد های جدید را جاگزین نمادهای گذشته نماید وشاعر با انجام این کار می تواند رسالت تاریخی یک شاعر ادا نماید همه ی شاعران معاصر کشور ما وظیفه دارد برعلاوه ی که دغدغه های شخصی خویش را در شعر های شان بازتاب می دهند باید محرومیت های اجتماعی جامعه پر از بحران افغانستان را درشعر های شان انعکاس دهند ونماد زیبایی ها وزشتی ها را درشعر های شان برجسته سازند .

4

کشف وپرداخت های شاعرانه :

یکی از مسایلی که به قوت وتأثیرگذاری یک اثر هنری کمکی بزرگی می کند نحوه ی پرداخت وکشف های شاعرانه وهنرمندانه یک شاعر وهنرمند است که یک شاعر ویک هنرمند با توجه به مسایلی دیگری که دریک شعر ویک اثر هنری باید وجود داشته باشد درشعر ودر اثر هنری اش باید کشف وابتکار هنری داشته باشد وبا خلاقیت های هنری اش باید توجه مخاطب را جلب نماید هادی میران یکی از شاعرانی است که کشف های زیادی درشعر هایش به نمود رسیده وبسیاری از این کشف ها را شاعر با ماهرانگی وپرداخت بسیار عالی در شعر هایش به نمایش گذاشته است به عنوان مثال به این بیت توجه کنید :

به چشمانت نوشتی باز ممنوع الورودی را

کشیدی روی لب های خط سرخ عمودی را

دراین بیت شاعر یک کشف زیبا را با هنرمندی وخلاقیت وپرداخت شاعرانه دراین بیت به نمود رسانده است شاعر به معشوقه اش می گوید که به چشم های خود ممنوع الورودی را نوشته ای یعنی کسی حقی ندارد که به چشم هایت نگاه کند واین از کشیدن خط سرخ عمودی که معمولا در سرک برای اعلام ممنوع الورود بودن استفاده می شود ومعشوقه شاعر این خط سرخ عمودی را به لب هایش کشیده است واین خط سرخ همان سرخی است که معمولا زنان به لب های شان می زنند وشاعر چقدر هنرمندانه عشوه گری های معشوقه اش را بیان می کند واز طرف دیگر با آوردن واژه ی ممنوع الورود وکشیدن خط سرخ عمودی استفاده می کند واین پرداخت نشانگر توانایی ودقت شاعر دراستفاده از واژه ها است .

یا این غزل که همه ی بیت هایش سرشار از کشف های شاعرانه وپرداخت عالی است :

چنان جاری است درذهنم حضور گل نگار تو

که لبریزم تمام روز وشب از یادگار تو

گل سرخ صدایت را به رود تشنه پاشیدی

تمام رود می ماند پس ازاین وامدار تو

هنوز این جا زلیخا می وزی یک مصر، دیوانه

کسی غرق نبوت می شود در انتشار تو

اگر جاری شوی یک رود درآموی این ساحل

کسی یک عمر ماهی می شود درانحصار تو

تو ازاین قریه چادر بسته ای اما نمی دانم !

چرا یک شیعه گل می آورم در انتظار تو

در این تنگ غروب عاشقی ، سیب وانارت را

غرامت می دهم یک روز فعلا شرمسار تو

وقتی این غزل را بخوانیم کشف های شاعرانه ، پرداخت هنری قدرتمند ، تصویر های زیبا دراین شعر به نمود رسیده است وما ازمجموعه «عجالتا برای تو » به عنوان مشت نمونه خروار این شعر ها را ذکر کردیم .

 

نارسایی ها :

دربخش های قبلی به برجسته گی های شعری این شاعر عزیزاشاره کردیم که عاطفه ، تخیل ومضمون آفرینی ، نماد سازی ، کشف وپرداخت های شاعرانه وتصویر پردازی از مهم ترین برجسته گی های شعری این شاعر به حساب می آمد وشاعر از این مراحل موفقانه بیرون آمده بود علی رغم همه‌ی این برجسته گی ها وزیبایی هایی که این شاعر دراین کتابش خلق کرده نارسایی هایی هم دراین کتاب به چشم می خورد البته با قوتی که دراین مجموعه مشاهده می شود این مسایل به راحتی قابل چشم پوشی است اما برای اینکه شاعر در مجموعه های بعدی این نکات را در نظر داشته باشد این نکات را ذکر می کنم .

مهم ترین نارسایی های که دراین کتاب به وجود آمده از بازنویسی نکردن دوباره ی شعر ها است وبسیاری از تصاویر وترکیب ها درست جا نیفتاده واین باعث شده که از قدرت شعر ها کاسته شود ودربعضی جاها چنانچه قبلا گفتیم شاعر دارای یک ذهن کاملا فورانی است واین مسئله بااینکه در بعضی جا ها برای شاعر یک حسن است اما بعضی اوقات مشکلاتی را هم خلق می کند به عنوان مثال به این بیت توجه کنید :

چنان جاری است درذهنم حضور گل نگار تو

که لبریزم تمام روز وشب از یادگار تو

دراین بیت « حضور گل نگار» کاملا یک تصویر انتزاعی است وگل نگار فقط برای قافیه شدن استفاده شده وبرعلاوه ی که معنای شعر را دچار مشکل می کند هیچ کمکی به زیبایی بیت نکرده مخاطب درزمان خواندن شعر درفکر این می شود که حضور گل نگار چگونه حضوری باشد البته به تفکر واداشتن مخاطب یک حسن است در صورتی که شاعر با نحوه ی پرداخت خود مخاطب را به تفکر وادارد ومخاطب با تفکر با عمق شعر پی ببرد که دراین مصرع این اتفاق نیفتاده درمصر بعدی این بیت بازهم « یادگار » فقط برای قافیه شدن آمده وبرای پر کردن وزن آمده است دراین جا یادگارهم کاملا یک مفهوم انتزاعی است چون این بیت اولین بیت این غزل است وقبلا از یادگارهم دراین شعر یاد نشده ومخاطب را به این فکر وا می دارد که کدام یادگار وآن یادگار چیست ؟

این نارسایی که دراین بیت ایجاد شده از عدم دقت شاعر است یا این بیت :

سیاموی قشنگ خانه ی آتش نگار من

تودرخون می تپی ومرگ اما بر جلالی ات

دراین بیت واژه ی « آتش نگار » با اینکه یک ترکیب است اما یک ترکیب انتزاعی به نظر می رسد وآوردنش دراین بیت هیچ موضعیتی ندارد چون در ترکیب ها باید یک مفهوم عمیق گرفته شود وبین واژه هایی که درترکیب استفاده می شود از لحاظ معنایی ارتباط وجود داشته باشد وخود ترکیب هم باواژه ها ارتباط معنایی داشته باشد مثلا ترکیب سنگدل ، این ترکیب از کلمه های « سنگ » و«دل» ساخته شده واز آن معنایی استفاده می شود که با هردو واژه پیوند دارد ومعنای سنگدل برای کسی استفاده می شود که در دلش عاطفه واحساس ندارد اما ترکیب « آتش نگار» هیچ معنای دقیقی ندارد.

بازهم از این ترکیب استفاده می شود که شاعر ذهن سرشار از ترکیب وتصویر دارد اما ازاستفاده درست نمی کند ودقت لازم را ندارد .

اگر شاعر به این مسایل توجه لازم داشته باشد به نظر نگارنده یکی از بهترین شاعران معاصر درقلمرو فارسی خواهد شد البته با توجه همه ی این مسایل بازهم شاعر از بهترین غزل سرایان افغانستان حساب می شود برای میران عزیز موفقیت آرزوی می کنم امیدوارم دریای طبع این شاعر عزیزهمواره طوفانی وسرشار از کشف ودریافت های شاعرانه باشد .